پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

او کی از روی عنایت به جهان پردازد

یا شبی وصل رخش کار غریبی سازد

در گمانم ز کماندار دو ابروش که او

چون کمانم بکشد باز و چو تیر اندازد

به زکات رخ زیباش و جوانی آخر

چه شود گر دمکی با غم ما پردازد

تا کی از ناوک دلدوز جهان آشوبش

دل مسکین مرا بوته هجران سازد

سرو با قامت زیبا به گهِ جلوه‌گری

راستی بر قد و بالا و میانت نازد

شهسوار غم عشق رخت ای جان و جهان

تا به کی اسب جفا بر من مسکین تازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴خوشا مُشکی که از زلف تو ریزد
  2. شمارهٔ ۵۰۵پیش روی تو دلم از سر جان برخیزد
  3. شمارهٔ ۵۰۶این دیدهٔ نم دیده بی روی تو خون ریزد
  4. شمارهٔ ۵۰۷آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد
  5. شمارهٔ ۵۰۸سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
  6. شمارهٔ ۵۰۹درد مرا مگر ز طبیبم دوا رسد
  7. شمارهٔ ۵۱۰حال زارم گوییا روزی بر جانان رسد
  8. شمارهٔ ۵۱۱عاقبت این درد دل را هم شبی درمان رسد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.