پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

آن کس که به قدرت ز ازل نیشکر آورد

هم او گرهی باز در آن نیشکر آورد

در قدرت او بین تو که در لیل و نهاری

از خار، گل تازه و از نی شکر آورد

ما درد دلی از غم هجران تو داریم

کان درد طبیبش به دوا گلشکر آورد

گفتند ترا صبر دوا گشت از آن روی

تلخ است ولی میوه‌ای همچون شکر آورد

با مهر رخ بسته شیرین جهان سوز

خسرو به جهان عشق به روی شکر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴باد بویی ز سوی مصر به کنعان آورد
  2. شمارهٔ ۴۹۵باد بویی ز سر زلف پریشان آورد
  3. شمارهٔ ۴۹۶شب فراق تو جانا مرا به جان آورد
  4. شمارهٔ ۴۹۷صبا بویی ز تو سوی من آورد
  5. شمارهٔ ۴۹۸کجا دل در غمت آرام گیرد
  6. شمارهٔ ۴۹۹بامدادان که سر از خواب گران برگیرد
  7. شمارهٔ ۵۰۰مرغ جان من دلخسته هوا می‌گیرد
  8. شمارهٔ ۵۰۱ز مهر روی خوب تو دلم دل بر‌نمی‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.