پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ تا دل سرگشته‌ام چون زلف او سودا گرفت
  2. شمارهٔ ۳۶۲ ز آتش بیداد که بالا گرفت
  3. شمارهٔ ۳۶۳ از سر زلفش دلم سودا گرفت
  4. شمارهٔ ۳۶۴ دو دیده از رخ چون آفتاب آب گرفت
  5. شمارهٔ ۳۶۵ دستم ز غمت نگار بگرفت
  6. شمارهٔ ۳۶۶ از بوی گلم دماغ بگرفت
  7. شمارهٔ ۳۶۷ دلم برفت و سر دست آن نگار گرفت
  8. شمارهٔ ۳۶۸ فریاد کان نگار دل از مهر برگرفت
  9. شمارهٔ ۳۶۹ بیا که مملکت دیده‌ام خیال گرفت
  10. شمارهٔ ۳۷۰ آیینهٔ جمال تو از آه من گرفت
  11. شمارهٔ ۳۷۱ منم که نقش تواَم هرگز از خیال نرفت
  12. شمارهٔ ۳۷۲ آن دل نگویمش که در او یاد او نرفت
  13. شمارهٔ ۳۷۳ بر من خستهٔ هجران چه جفاها که نرفت
  14. شمارهٔ ۳۷۴ حکایتیست که با کس نمی‌توانم گفت
  15. شمارهٔ ۳۷۵ یکباره به ترک غم جانان نتوان گفت
  16. شمارهٔ ۳۷۶ تا چند نالم من در فراقت
  17. شمارهٔ ۳۷۷ تا کی کشم ای دوست ز خود کرده ندامت
  18. شمارهٔ ۳۷۸ در عشق تو تا چند کشم بار ملامت
  19. شمارهٔ ۳۷۹ گرچه سرگشته‌ام ز چوگانت
  20. شمارهٔ ۳۸۰ کیست آن کس که تو را دید و نشد حیرانت
  21. شمارهٔ ۳۸۱ ای همچو شب گیسوی تو خون دلم در گردنت
  22. شمارهٔ ۳۸۲ ناامیدم مکن ز درگاهت
  23. شمارهٔ ۳۸۳ ای دوست بگو که چیست رایت
  24. شمارهٔ ۳۸۴ به رویت اشتیاقم بی نهایت
  25. شمارهٔ ۳۸۵ چرا با ما چنینی بی عنایت
  26. شمارهٔ ۳۸۶ ای حریم حرم کعبهٔ دلها رویت
  27. شمارهٔ ۳۸۷ قسم خوردم نگارینا به رویت
  28. شمارهٔ ۳۸۸ بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
  29. شمارهٔ ۳۸۹ بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
  30. شمارهٔ ۳۹۰ چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
  31. شمارهٔ ۳۹۱ کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
  32. شمارهٔ ۳۹۲ بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
  33. شمارهٔ ۳۹۳ چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد
  34. شمارهٔ ۳۹۴ همه کامیت از عالم روا باد
  35. شمارهٔ ۳۹۵ دلارام مرا یارب بقا باد
  36. شمارهٔ ۳۹۶ ای مردمک دیده تا کی کنی این بیداد
  37. شمارهٔ ۳۹۷ یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد
  39. شمارهٔ ۳۹۹ از کجا آمد این مبارکباد
  40. شمارهٔ ۴۰۰ اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
  41. شمارهٔ ۴۰۱ شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
  42. شمارهٔ ۴۰۲ خدایت ناصر و یارت معین باد
  43. شمارهٔ ۴۰۳ شهریارا جهان به کام تو باد
  44. شمارهٔ ۴۰۴ تا جهان باشد به کام و رای میرانشاه باد
  45. شمارهٔ ۴۰۵ ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد
  46. شمارهٔ ۴۰۶ هیچ کس در غم ایام چو من خوار مباد
  47. شمارهٔ ۴۰۷ کس به عالم همچو من بی کس مباد
  48. شمارهٔ ۴۰۸ شبت بی من خسته دل خوش مباد
  49. شمارهٔ ۴۰۹ ما را نمی‌رود نفسی یاد او ز یاد
  50. شمارهٔ ۴۱۰ مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد
  51. شمارهٔ ۴۱۱ تا دیدهٔ من بر رخ همچون قمر افتاد
  52. شمارهٔ ۴۱۲ جهان را با غم رویت خَوش افتاد
  53. شمارهٔ ۴۱۳ مرا با قامت آن سرو آزاد
  54. شمارهٔ ۴۱۴ چه آتشیست ز رویت که در جهان افتاد
  55. شمارهٔ ۴۱۵ دل رفت و باز با سر زلفش قرار داد
  56. شمارهٔ ۴۱۶ به بستان جهان ای سرو آزاد
  57. شمارهٔ ۴۱۷ همی خواهم که آیی در برم شاد
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ز قدّت چون خجل شد سرو آزاد
  59. شمارهٔ ۴۱۹ تا چند کنم جانا از دست غمت فریاد
  60. شمارهٔ ۴۲۰ فریاد و فغان در غم هجران تو فریاد

متن اشعار به نقل از گنجور.