پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

قسم خوردم نگارینا به رویت

پس آنگه بر دو زلف و خال و مویت

به طاق ابروان و چشم مستت

به زلف و عارض پر رنگ و بویت

به زلف سرکش عاشق‌فریبت

به فرقت تا قدم زآن خلق و خویت

به آب لعل شیرین شکربار

که از جان تشنه‌ام بر خاک کویت

تویی آب حیات از چشمه نوش

چو اسکندر منم مایل به سویت

مزن زین بیش بر چوگان زلفت

چون من افتاده‌ام در پا چو گویت

جهانبانا یقین دانی که عمریست

که من جان می‌دهم در آرزویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
  2. شمارهٔ ۳۹۰چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
  3. شمارهٔ ۳۹۱کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
  4. شمارهٔ ۳۹۲بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
  5. شمارهٔ ۳۹۳چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد
  6. شمارهٔ ۳۹۴همه کامیت از عالم روا باد
  7. شمارهٔ ۳۹۵دلارام مرا یارب بقا باد
  8. شمارهٔ ۳۹۶ای مردمک دیده تا کی کنی این بیداد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.