پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

همه کامیت از عالم روا باد

همه بر مسند شاهیت جا باد

هرآن کامی که خواهی از جهان تو

امیدت بر مراد دل روا باد

هرآنچ از عمر ایشان می‌شود کم

به عمر دولت سلطان بقا باد

بدت هرگز مباد از چشم ایام

به نیکی در پی‌ات دایم دعا باد

ز پای خاک شبدیز مرادت

همه در چشم خصمت توتیا باد

مرا دردیست بر دل از فراقت

خداوندا کش از وصلت دوا باد

ز پای افتاده‌ام از روز محنت

از آن دولت دوایم مومیا باد

تویی سلطان معنی صورت اینست

که دایم رحمتت سوی گدا باد

مرا کام از جهان مقصود وصلست

الهی کام دل ما را روا باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶ای مردمک دیده تا کی کنی این بیداد
  2. شمارهٔ ۳۹۷یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
  3. شمارهٔ ۳۹۸تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد
  4. شمارهٔ ۳۹۹از کجا آمد این مبارکباد
  5. شمارهٔ ۴۰۰اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
  6. شمارهٔ ۴۰۱شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
  7. شمارهٔ ۴۰۲خدایت ناصر و یارت معین باد
  8. شمارهٔ ۴۰۳شهریارا جهان به کام تو باد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.