پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

شهریارا جهان به کام تو باد

هر دو گیتی ز جان غلام تو باد

توسن چرخِ بد لگام فلک

زیر زین مراد رام تو باد

پای مرغ دوام دولت تو

دایم از جان و دل به دام تو باد

تیغ دشمن گداز دوست نواز

ای خداوند در نیام تو باد

کله چرخ همچو طاس مراد

پر ز آب حیات جام تو باد

چه دعا گویمت بهشت برین

حور زادا ز جان مقام تو باد

دشمن جاه پادشاه جهان

صبح اقبال دوست شام تو باد

ای جهاندار اختیار جهان

دایم الدهر در زمام تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد
  2. شمارهٔ ۴۰۶هیچ کس در غم ایام چو من خوار مباد
  3. شمارهٔ ۴۰۷کس به عالم همچو من بی کس مباد
  4. شمارهٔ ۴۰۸شبت بی من خسته دل خوش مباد
  5. شمارهٔ ۴۰۹ما را نمی‌رود نفسی یاد او ز یاد
  6. شمارهٔ ۴۱۰مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد
  7. شمارهٔ ۴۱۱تا دیدهٔ من بر رخ همچون قمر افتاد
  8. شمارهٔ ۴۱۲جهان را با غم رویت خَوش افتاد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.