پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴

تا جهان باشد به کام و رای میرانشاه باد

در میان انجمن بر جمله میران شاه باد

هر کجا میل عنان مرکب فتحش بود

دولتش دایم ملازم نصرتش همراه باد

عمرش افزون باد و دولت تا جهان گیرد به تیغ

بر خلاف خصم برخوردار عمر و جاه باد

طول عمرش همچو زلف دلبران بادا دراز

دست چرخ نامساعد از سرش کوتاه باد

خرمن عمرش چو گندم باد یارب در جهان

رنگ روی دشمنانش دایماً چون کاه باد

در کنارش نه الهی دولت دنیا و دین

آنچه او را در زمین و در زمان دلخواه باد

گرچه از رشک جمالش لرزه در خور اوفتاد

ماه انجم در سمای عیش او خرگاه باد

آفتاب عالم آرایست از یاری حق

کمترین کمترین بندگانش ماه باد

من نمی‌یابم به کوی وصل او راهی چرا

دشمن جاه و جلال او ز ره گمراه باد

خاطرش بحر جهانست و من مسکین چو خس

بار خس بر خاطر بحر جهان گهگاه باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۶هیچ کس در غم ایام چو من خوار مباد
  2. شمارهٔ ۴۰۷کس به عالم همچو من بی کس مباد
  3. شمارهٔ ۴۰۸شبت بی من خسته دل خوش مباد
  4. شمارهٔ ۴۰۹ما را نمی‌رود نفسی یاد او ز یاد
  5. شمارهٔ ۴۱۰مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد
  6. شمارهٔ ۴۱۱تا دیدهٔ من بر رخ همچون قمر افتاد
  7. شمارهٔ ۴۱۲جهان را با غم رویت خَوش افتاد
  8. شمارهٔ ۴۱۳مرا با قامت آن سرو آزاد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.