پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد

خصمت به بند شدّت ایام بسته باد

سلطان خاطرت به سر تخت مقبلی

با دولت و نشاط همیشه نشسته باد

بادا تنت درست و دلت خوش ز روزگار

چون زلف دلبران دل خصمت شکسته باد

از تیر حادثات یمین و یسار دهر

دایم درون خاطر بدخواه خسته باد

در بوستان دولت تو ز آب زندگی

سرو قدت به جوی مراد تو رسته باد

از چشمهٔ حیات سکندر نیافت بهر

چون خضر دست و روی تو زآن آب شسته باد

ورد کسی که نیست دعای تو صبح و شام

امّید زندگی ز جهانش گسسته باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷کس به عالم همچو من بی کس مباد
  2. شمارهٔ ۴۰۸شبت بی من خسته دل خوش مباد
  3. شمارهٔ ۴۰۹ما را نمی‌رود نفسی یاد او ز یاد
  4. شمارهٔ ۴۱۰مرا به صبحدمی در چمن گذار افتاد
  5. شمارهٔ ۴۱۱تا دیدهٔ من بر رخ همچون قمر افتاد
  6. شمارهٔ ۴۱۲جهان را با غم رویت خَوش افتاد
  7. شمارهٔ ۴۱۳مرا با قامت آن سرو آزاد
  8. شمارهٔ ۴۱۴چه آتشیست ز رویت که در جهان افتاد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.