پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

دلارام مرا یارب بقا باد

همه میل دلش سوی وفا باد

به الهامش وفا در خاطر انداز

ز یاد او هرچه بگذارد جفا باد

اگرچه کس نخواهد روزی تنگ

دهان تنگ او روزی ما باد

ز روی خوب یارم چشم دشمن

چو خوبی از وفا دایم جدا باد

اگرچه بیش از این معنی روا نیست

ز لعلش کام جان ما روا باد

مرا آن دوست دشمن کام کرده‌ست

ز روی دوستدارانش حیا باد

به سوی آن گل بستان خوبی

کسی کاو ره برد باد صبا باد

به خاک کوی او تا آب و آتش

بود منزلگه شاه و گدا باد

اگرچه از جهان دارد فراغت

همیشه بر جهان او پادشا باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
  2. شمارهٔ ۳۹۸تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد
  3. شمارهٔ ۳۹۹از کجا آمد این مبارکباد
  4. شمارهٔ ۴۰۰اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
  5. شمارهٔ ۴۰۱شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
  6. شمارهٔ ۴۰۲خدایت ناصر و یارت معین باد
  7. شمارهٔ ۴۰۳شهریارا جهان به کام تو باد
  8. شمارهٔ ۴۰۴تا جهان باشد به کام و رای میرانشاه باد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.