پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد

سال و ماه و هفته و روزت به از نوروز باد

لشکر منصور رایات همایون تو گشت

دایم از فتح و ظفر بر دشمنان فیروز باد

جان بدخواهان جاهت ای دو دیده همچو شمع

در سر بالین عیشت روز و شب در سوز باد

دشمنانت همچو روباهند جاها در کمین

شیر چرخ هفتمین پیش تو دست آموز باد

تیغ قهر جان ستانت ای ز جان خوشتر مرا

در دو چشم دشمنانت ناوک دلدوز باد

چون به نخجیر سعادت میل فرمایی ز جان

بس پلنگ سفله دوران تو را چون یوز باد

شمع جمع خاطر محزون مایی راستی

در شبستان وفا دایم جهان افروز باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹از کجا آمد این مبارکباد
  2. شمارهٔ ۴۰۰اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
  3. شمارهٔ ۴۰۱شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
  4. شمارهٔ ۴۰۲خدایت ناصر و یارت معین باد
  5. شمارهٔ ۴۰۳شهریارا جهان به کام تو باد
  6. شمارهٔ ۴۰۴تا جهان باشد به کام و رای میرانشاه باد
  7. شمارهٔ ۴۰۵ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد
  8. شمارهٔ ۴۰۶هیچ کس در غم ایام چو من خوار مباد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.