پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح

که تا ز خوف بیاسایدم زمانی روح

به وقت گل دل خود را مدار تنگ ز غم

یقین بدان که درین موسمست عین فتوح

بسان بلبل شوریده دل ز بیم فراق

هزار ناله برآرم من از دل مجروح

به صبح در چمن گل شدم به گل گفتم

به مدح روی تو مادح منم تویی ممدوح

اگر جهان همه طوفان بگیرد او چه غمش

کسی که دست امیدش رسد به دامن نوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴همه کامیت از عالم روا باد
  2. شمارهٔ ۳۹۵دلارام مرا یارب بقا باد
  3. شمارهٔ ۳۹۶ای مردمک دیده تا کی کنی این بیداد
  4. شمارهٔ ۳۹۷یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
  5. شمارهٔ ۳۹۸تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد
  6. شمارهٔ ۳۹۹از کجا آمد این مبارکباد
  7. شمارهٔ ۴۰۰اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
  8. شمارهٔ ۴۰۱شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.