پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

ای حریم حرم کعبهٔ دلها رویت

هستم آشفته به روی گل تو چون مویت

گر کند سجدهٔ تو مردم چشمم چه عجب

سالها تا شده محراب دلم ابرویت

به جفا می‌نگری بر من دلداده چرا

ای دل و دیده و ای دیدهٔ جانم سویت

گر خدا را بنوازیم به بوسی چه شود

زآن دهان شکرستان و لب دلجویت

گر صبا بوی سر زلف تو آرد به جهان

بار دیگر دو جهان زنده شود از بویت

ای دلارام ز دست غم عشقت شب و روز

همچو گویی شده سرگشته تنم در کویت

خاطر نازکم ای دوست پراکنده مکن

بر قد و قامت زیبای تو چون گیسویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
  2. شمارهٔ ۳۸۹بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
  3. شمارهٔ ۳۹۰چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
  4. شمارهٔ ۳۹۱کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
  5. شمارهٔ ۳۹۲بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
  6. شمارهٔ ۳۹۳چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد
  7. شمارهٔ ۳۹۴همه کامیت از عالم روا باد
  8. شمارهٔ ۳۹۵دلارام مرا یارب بقا باد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.