پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

ناامیدم مکن ز درگاهت

که چو من نیست بندهٔ راهت

جان فدای رخ تو خواهم کرد

گر به خون منست دلخواهت

بر لب آمد ز روز هجرم جان

وز شب غم فزای تن کاهت

اعجمی عشق او ز غیب رسید

ورنه ای دل نبود آگاهت

گر بپرسد تو را ز درد فراق

بنما رنگ روی چون کاهت

ور نگیرد ز وصل دستت را

برسد هم به دامنش آهت

در جهان غم مخور که از سر صدق

جان صاحب‌دلانست همراهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴به رویت اشتیاقم بی نهایت
  2. شمارهٔ ۳۸۵چرا با ما چنینی بی عنایت
  3. شمارهٔ ۳۸۶ای حریم حرم کعبهٔ دلها رویت
  4. شمارهٔ ۳۸۷قسم خوردم نگارینا به رویت
  5. شمارهٔ ۳۸۸بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
  6. شمارهٔ ۳۸۹بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
  7. شمارهٔ ۳۹۰چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
  8. شمارهٔ ۳۹۱کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.