پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد

هوای زلف وی از سر به در نخواهد کرد

اگرچه می‌گذرد عمر در غمش لیکن

دل من از سر کویش سفر نخواهد کرد

ببست عهد بسی با من ضعیف نحیف

وفا به عهد همانا دگر نخواهد کرد

به جان دوست که بی روی دوست دیدهٔ من

نظر ز مهر به مهر و قمر نخواهد کرد

یقین ز پای درآمد دلم به نومیدی

اگر دو دست مرادم کمر نخواهد کرد

اگر تو شکّر شیرین به لطف بگشایی

دل التفات دگر بر شکر نخواهد کرد

به هیچ روی نظر بر من شکسته نکرد

مگر که دود دل ما اثر نخواهد کرد

گرش چو سگ تو برانی دو صد ره از در خویش

دل التفات به جای دگر نخواهد کرد

گرش ز ناوک دلدوز تو به هم دوزی

به غیر جان و جهان را سپر نخواهد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
  2. شمارهٔ ۴۶۵مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۶دل ز ما برد و قصد جانم کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۷در جهان ما دلبری خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۸تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۹جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
  7. شمارهٔ ۴۷۰مسلمانان نه صبر از جان توان کرد
  8. شمارهٔ ۴۷۱نه درد عشق را پنهان توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.