پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

در جهان ما دلبری خواهیم کرد

وز جهانی دلبری خواهیم کرد

پای دل در بند غم خواهیم داد

ما نه کاری سرسری خواهیم کرد

گرچه چون مور ضعیفم ناتوان

با پلنگان همسری خواهیم کرد

چون ندارم بی وصالت خواب و خور

با خیالت داوری خواهیم کرد

در فراقت صبحدم در کوهسار

ناله چون کلک دری خواهیم کرد

بر رقیبان حمله ای همچون خلیل

بر بتان آزری خواهیم کرد

بندگی کردیم اگر درخور فتد

بعد از این ما چاکری خواهیم کرد

چون خیالت در جهان بین آمدم

جان و دل را یاوری خواهیم کرد

گریه در شوق رخی همچون نگار

همچو ابر آذری خواهیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
  2. شمارهٔ ۴۷۰مسلمانان نه صبر از جان توان کرد
  3. شمارهٔ ۴۷۱نه درد عشق را پنهان توان کرد
  4. شمارهٔ ۴۷۲دل برد زلف شوخت و آنگاه قصد جان کرد
  5. شمارهٔ ۴۷۳تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد
  6. شمارهٔ ۴۷۴تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد
  7. شمارهٔ ۴۷۵بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۴۷۶ز دست خیل خیال تو خواب نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.