پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

منم از درد هجران چون گلی زرد

شکفته در فراقت با غم و درد

به درد روز هجرانت نگارا

جدا کردی مرا از خواب و از خَورد

به غم جفتم ز درد دوری تو

چرا داری ز وصل خود مرا فرد

شدم در شش‌در هجران گرفتار

از آن تا باختم با عشق او نرد

منم با درد آن عشق پری روی

همیشه با دلی گرم و دمی سرد

نه مرد عشق او بودم ولیکن

بود فرقی تمام از مرد تا مرد

جفا از سر گرفتی با من ای دوست

که گفتت کز وفا و عهد برگرد

ربود از ما قرار و صبر و آرام

چرا با ما نگارینم چنین کرد

خبر داری که در ایام هجرت

غم عشقت بر آورد از جهان گرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
  2. شمارهٔ ۴۵۸عشق رویت عقل ما تاراج کرد
  3. شمارهٔ ۴۵۹در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۰طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۱درد ما را دوا نخواهد کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۲دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۳سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۴در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.