پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد

وآب چشمم در غمش از موج دریا بگذرد

آب چشم ما ز سر بگذشت در هجران او

بر دل ما رحمت آرد هرکه بر ما بگذرد

وعدهٔ وصل خودم زنهار بر فردا مده

خستهٔ هجران تو شاید که فردا بگذرد

نگذرد بر خاطرت روزی که بر ما بگذری

مگذر از راه وفا زنهار کاینها بگذرد

وصل بی هجران میسّر نیست کس را در جهان

نیک و بد هرکس نماید زشت و زیبا بگذرد

ای دل مسکین برآید آفتاب روز وصل

غم مخور خوش باش کاین شبهای یلدا بگذرد

هم نماند ضایع آخر ناله‌های زار من

زآنکه آهم صبحدم از سقف مینا بگذرد

هر که او منع زلیخا می‌کند در عاشقی

گر ببیند یوسف از منع زلیخا بگذرد

عاشقان تنها فدای خاک یکرانش کنند

آن نگار سرو قد جایی که تنها بگذرد

با بد و نیک جهان ای جان بساز از بهر آنک

شادی نادان نماند رنج دانا بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸عشق رویت عقل ما تاراج کرد
  2. شمارهٔ ۴۵۹در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۰طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۱درد ما را دوا نخواهد کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۲دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۳سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۴در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۵مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.