پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

شب‌هاست کز خیال تو خوابم نمی‌برد

شب نیست کآتش غمت آبم نمی‌برد

روزی ز خال و عارض مه‌وش، نگار ما

ممکن نشد که طاقت و تابم نمی‌برد

یک دم نمی‌رود که مرا شحنهٔ خیال

از کوچهٔ تو مست و خرابم نمی‌برد

ما را به غیر درگه او نیست ملجایی

در خلوت وفا ز چه بابم نمی‌برد

آوخ که رفت عمر گرامی ز دست ما

در سر هوای عهد شبابم نمی‌برد

از آتش فراق تو کاندر جهان فتاد

شب‌هاست کز خیال تو خوابم نمی‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴الا ای سرو ناز نازپرورد
  2. شمارهٔ ۴۵۵منم از درد هجران چون گلی زرد
  3. شمارهٔ ۴۵۶آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
  4. شمارهٔ ۴۵۷روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
  5. شمارهٔ ۴۵۸عشق رویت عقل ما تاراج کرد
  6. شمارهٔ ۴۵۹در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۰طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۱درد ما را دوا نخواهد کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.