پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

برگشت نگار و دل ز ما برد

ما را به غم فراق بسپرد

آن دل که ز ما ستد به دستان

بستد ز من آن بگو کجا برد

برگشت ز ما و خسته جانم

از تیغ فراق خود بیازرد

از دست فراق او دل من

خون جگر از دو دیده بفشرد

فریاد که هجر سوزناکت

گردِ ستم از جهان برآورد

آوخ چه کنم که باد بویی

سوی من خسته دل نیاورد

می‌دان به یقین که برنیاید

کاری که بزرگ باشد از خرد

این باده فروش هم غلط کرد

نشناخت شراب صافی از درد

بر آتش عشق گرم بودیم

آخر تو بگو که از چه بفسرد

هرچند که در جهان وفا نیست

در درد غمت وفا به سر برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵منم از درد هجران چون گلی زرد
  2. شمارهٔ ۴۵۶آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
  3. شمارهٔ ۴۵۷روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
  4. شمارهٔ ۴۵۸عشق رویت عقل ما تاراج کرد
  5. شمارهٔ ۴۵۹در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۰طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۱درد ما را دوا نخواهد کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۲دلم ز غمزهٔ شوخش حذر نخواهد کرد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.