پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار

قاسم انوار

غزلیات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ «هدی للمتقین » گفتند: یعنی
  2. شمارهٔ ۶۰۲ هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی
  3. شمارهٔ ۶۰۳ به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی
  4. شمارهٔ ۶۰۴ دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  5. شمارهٔ ۶۰۵ با یاد خدا باش به هر جای که هستی
  6. شمارهٔ ۶۰۶ چو با تست مقصود، هرجا که هستی
  7. شمارهٔ ۶۰۷ چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
  8. شمارهٔ ۶۰۸ السلام علیک، یا سندی
  9. شمارهٔ ۶۰۹ ای دل عشاق را بروی تو شادی
  10. شمارهٔ ۶۱۰ دلم از غصه هجران تو دارد دردی
  11. شمارهٔ ۶۱۱ گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
  12. شمارهٔ ۶۱۲ گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
  13. شمارهٔ ۶۱۳ فرودی باشد و ننگ و جودی
  14. شمارهٔ ۶۱۴ گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
  15. شمارهٔ ۶۱۵ جان نوروز و جان صد عیدی
  16. شمارهٔ ۶۱۶ ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
  17. شمارهٔ ۶۱۷ ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
  18. شمارهٔ ۶۱۸ وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری
  19. شمارهٔ ۶۱۹ مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
  20. شمارهٔ ۶۲۰ ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟
  21. شمارهٔ ۶۲۱ روی دل را بسوی جان داری
  22. شمارهٔ ۶۲۲ حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری
  23. شمارهٔ ۶۲۳ ز حد گذشت حکایت ز قصه دوری
  24. شمارهٔ ۶۲۴ شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
  25. شمارهٔ ۶۲۵ من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
  26. شمارهٔ ۶۲۶ میسرت نشود عاشقی و مستوری
  27. شمارهٔ ۶۲۷ نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری
  28. شمارهٔ ۶۲۸ گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری
  29. شمارهٔ ۶۲۹ اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
  30. شمارهٔ ۶۳۰ تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی
  31. شمارهٔ ۶۳۱ تا سر الهی ز ملاهی نشناسی
  32. شمارهٔ ۶۳۲ من عشقم و عشق من چه پرسی؟
  33. شمارهٔ ۶۳۳ دلا، ز باده و خُم‌خانهٔ که می‌پرسی؟
  34. شمارهٔ ۶۳۴ زمانی یار شو، گر یار باشی
  35. شمارهٔ ۶۳۵ چه غمست آخر از غم؟ چو تو در میانه باشی
  36. شمارهٔ ۶۳۶ امروز به جد دارم با تو سر دشنامی
  37. شمارهٔ ۶۳۷ ای قطب جامی، شاه انامی
  38. شمارهٔ ۶۳۸ ای ماه معربد، ز کجایی و چه نامی؟
  39. شمارهٔ ۶۳۹ زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
  40. شمارهٔ ۶۴۰ گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
  41. شمارهٔ ۶۴۱ هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟
  42. شمارهٔ ۶۴۲ پیش از بنای مدرسه و دیر ارمنی
  43. شمارهٔ ۶۴۳ سخنی می‌رود، ای دوست، مسلم سخنی
  44. شمارهٔ ۶۴۴ سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
  45. شمارهٔ ۶۴۵ گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی
  46. شمارهٔ ۶۴۶ ای آتش سودای تو در جان جهانی
  47. شمارهٔ ۶۴۷ ای خواجه، جمالست و جهانست و جوانی
  48. شمارهٔ ۶۴۸ با روی دل فروزت عیشیست جاودانی
  49. شمارهٔ ۶۴۹ بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانی
  50. شمارهٔ ۶۵۰ بدرویشی دلی گر بود و جانی
  51. شمارهٔ ۶۵۱ بیابان را بپیمودی، ولیکن بس ویاوانی
  52. شمارهٔ ۶۵۲ تا بکی شیوه تقلید و ره آسانی؟
  53. شمارهٔ ۶۵۳ تو جام جمی، اما در جام نمیدانی
  54. شمارهٔ ۶۵۴ تو محبوب جانی و جان جهانی
  55. شمارهٔ ۶۵۵ تو مرهم دل ریشی و راحت جانی
  56. شمارهٔ ۶۵۶ جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
  57. شمارهٔ ۶۵۷ جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی
  58. شمارهٔ ۶۵۸ خوشدل شدم که دادم دل را بدلستانی
  59. شمارهٔ ۶۵۹ ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانی
  60. شمارهٔ ۶۶۰ صلای کافری و غارت مسلمانی

متن اشعار به نقل از گنجور.