پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی

با نور تجلی چه زند معجز عیسی؟

یاران طریقت، همه دلشاد بمانید

کز طور برآمد دولت موسی

گر دیده جانت بگشایند ببینی

صد موسی حیرت زده بر طور تجلی

گر زانکه رسد بوی حقیقت بمشامت

حقا که بیک جو نخری ملکت کسری

از جام محبت همه مستان خرابند

ما از دل و از جان شده دردی کش لیلی

دلها همه آشفته و شوریده و شیدا

بر جان چو رسد بوی تو از عالم معنی

ای جان و جهان، وصف تو پاکست و معلی

از قاسم بی دل مطلب توبه و تقوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی
  2. شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی
  3. شمارهٔ ۶۰۶چو با تست مقصود، هرجا که هستی
  4. شمارهٔ ۶۰۷چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
  5. شمارهٔ ۶۰۸السلام علیک، یا سندی
  6. شمارهٔ ۶۰۹ای دل عشاق را بروی تو شادی
  7. شمارهٔ ۶۱۰دلم از غصه هجران تو دارد دردی
  8. شمارهٔ ۶۱۱گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.