پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۱

گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی

هر دکانی را نسیم مشک تاتار آمدی

گر حجابی در میان بنده و حق نیستی

قسمت ارباب ظن کی محض پندار آمدی

از تجلی هدایت گر نبودی پرتوی

جمله اعیان جهان در عقد زنار آمدی

گر نبودی سر جانان تعبیه در تعبیه

«لن ترانی » در حقیقت عین دیدار آمدی

پرتو رویش اگر در چین و ما چین سر زدی

کافر صد ساله در تسلیم و اقرار آمدی

گر عنایت را ظهوری بیشتر بودی از آن

زمره اشرار در اطوار ابرار آمدی

کوه سنگین گر ز درد قاسمی واقف شدی

کوه را دل خون شدی با ناله زار آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۳فرودی باشد و ننگ و جودی
  2. شمارهٔ ۶۱۴گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
  3. شمارهٔ ۶۱۵جان نوروز و جان صد عیدی
  4. شمارهٔ ۶۱۶ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
  5. شمارهٔ ۶۱۷ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
  6. شمارهٔ ۶۱۸وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری
  7. شمارهٔ ۶۱۹مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
  8. شمارهٔ ۶۲۰ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.