پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۵

جان نوروز و جان صد عیدی

عیدی عاشقان بده، عیدی

راحت روح و نور اعیانی

«انتموا سیدی و مستندی »

هر کسی رو بمقصدی دارد

ما و صهبا و جام جمشیدی

من بهر جام سر فرو نارم

خاصه بر جام تلخ نومیدی

باده خوردی، حلال و نوشت باد!

جور بود این که جام دزدیدی

عاشق بی ریای بی تزویر

بهتر از زاهدان تقلیدی

بر سردار عشق «اناالحق » گوی

گر ز مستان جام توحیدی

عاقبت بر فغان و گریه ما

رحم کردی، اگرچه خندیدی

قاسم از کشتگان غمزه تست

«قلب و روحی فداک یا سندی »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۷ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
  2. شمارهٔ ۶۱۸وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری
  3. شمارهٔ ۶۱۹مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
  4. شمارهٔ ۶۲۰ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟
  5. شمارهٔ ۶۲۱روی دل را بسوی جان داری
  6. شمارهٔ ۶۲۲حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری
  7. شمارهٔ ۶۲۳ز حد گذشت حکایت ز قصه دوری
  8. شمارهٔ ۶۲۴شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.