پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۰

ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟

سرمست و خرامانی انگیز بلا داری

هردم بدگر صورت ظاهر شوی، ای دولت

گه راه صفا گیری، گه تیغ جفا داری

گه رای کنی، گه رو، گه های کنی، گه هو

این مسئله را برگو: در هوی چه ها داری؟

ای صاحب بحر و بر، وی طالب نیک اختر

بگذار سر و افسر، هان! گر سر ما داری

هرجا من و ما باشد، از جنس فنا باشد

فانی نشود هرگز، این عشق و هواداری

ای مایه مستوری، ای چهره مهجوری

خوش قابل و مقبولی، گر قبله خدا داری

هر لحظه کند القا، با ابر دل دریا :

از ما شده ای پیدا، هم روی بما داری

بگذار حکایت ها، مجنون شو و ناپروا

کار تو شود زیبا، گر رو بفنا داری

همراه تو شد جانان، هرجا که روی، ای جان

گر قصد سمک داری، گر رو بسما داری

بگذار تصرفها، تا چند تکلفها

بگذار ره سودا، گر رو بصفا داری

من قاسم حیرانم، بس بی سر و سامانم

در آتش هجرانم آخر تو روا داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۲حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری
  2. شمارهٔ ۶۲۳ز حد گذشت حکایت ز قصه دوری
  3. شمارهٔ ۶۲۴شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
  4. شمارهٔ ۶۲۵من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
  5. شمارهٔ ۶۲۶میسرت نشود عاشقی و مستوری
  6. شمارهٔ ۶۲۷نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری
  7. شمارهٔ ۶۲۸گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری
  8. شمارهٔ ۶۲۹اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.