پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۳

ز حد گذشت حکایت ز قصه دوری

به شرح راست نیاید حدیث مهجوری

بیار، ساقی، ازان باده‌ای که در جامست

که جان ما به لب آمد ز رنج مخموری

طهارت دو جهان را اگر به دست آری

چو درد عشق نداری، هنوز مغروری

به غیر عشق خدا هر که راه می‌جوید

کمال علت او از کریست، یا کوری

بگو به شیخ که: بسیار ازین قبول ملاف

که ترک فرصت وقتست طوق مشهوری

اگر تو جرعه‌ای از جام جم به دست آری

هزار قیصر و خاقان، هزار فغفوری

شراب کهنه چو خوردی، بگو ز سر قدم

که نیک دور بود شان مست و مستوری

به جان مستان، کین یک سخن ز من بستان:

غلام شاه عرب شو، اگر چه طیفوری

به قاسمی دو سه جام از کرم عطا فرمای

شراب ناب «اناالحق» ز جام منصوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۵من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
  2. شمارهٔ ۶۲۶میسرت نشود عاشقی و مستوری
  3. شمارهٔ ۶۲۷نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری
  4. شمارهٔ ۶۲۸گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری
  5. شمارهٔ ۶۲۹اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
  6. شمارهٔ ۶۳۰تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی
  7. شمارهٔ ۶۳۱تا سر الهی ز ملاهی نشناسی
  8. شمارهٔ ۶۳۲من عشقم و عشق من چه پرسی؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.