پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۲

حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری

ز حد گذشت به غایت زمان مهجوری

چو آفتاب جهانتاب ظاهرست حبیب

حجاب مایه جهلست و پایه کوری

بیا به مجلس مستان، سجود کن، بستان

شراب ناب «اناالحق» ز جام منصوری

اگر ز جام محبت به جرعه‌ای برسی

هزار قیصر و خاقان، هزار فغفوری

تو را ز لذت مستیّ و عاشقی چه خبر؟

که در حقیقت معنی ازین سخن دوری

اگر مقرب شاهی، کجاست طلعت شاه؟

ولی مقرب حق نیستی، که مزدوری

ز حق نصیب نداری ولیک خوشحالی

که در میان خلایق به زهد مشهوری

شراب ناب محبت حیات جان بخشد

به وصف راست نیاید حدیث موفوری

ز قاسمی بشنو: مست باش، یا مستور

که هر دو راست نیایند: مست و مستوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۴شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
  2. شمارهٔ ۶۲۵من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
  3. شمارهٔ ۶۲۶میسرت نشود عاشقی و مستوری
  4. شمارهٔ ۶۲۷نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری
  5. شمارهٔ ۶۲۸گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری
  6. شمارهٔ ۶۲۹اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
  7. شمارهٔ ۶۳۰تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی
  8. شمارهٔ ۶۳۱تا سر الهی ز ملاهی نشناسی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.