پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۰

تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی

«فداک عقلی و روحی » ندانمت که چه چیزی؟

مرا هوای تو از عقل و جان ربود، چه گویم؟

بجانب تو گریزم بهر طرف که گریزی

تویی مقاصد عالم، یقین بدان و«فألزم »

تمیز راه عیان شد، اگر ز اهل تمیزی

برغم خویش تو مستی، برو که دوری ازین در

نه مست جام خدایی ولیک مست قمیزی

بیا بمجلس مستان، بروی عشق نظر کن

هزار جان متحیر، چه جای عقل غریزی؟

ز جام شوق و محبت خبر نداری و مستی

نه مست باده شوقی، که مست جوز و مویزی

هوای عشق تو دارم، بهر طرف که رخ آرم

ولی بگفت نیاید، که نیک تندی و تیزی

ز ذره های من آید هوای مهر و محبت

اگر تو خاک مرا صد هزار بار ببیزی

ز خاک کوی تو قاسم بجانبی نگریزد

هزار بار اگر خون من بخاک بریزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۲من عشقم و عشق من چه پرسی؟
  2. شمارهٔ ۶۳۳دلا، ز باده و خُم‌خانهٔ که می‌پرسی؟
  3. شمارهٔ ۶۳۴زمانی یار شو، گر یار باشی
  4. شمارهٔ ۶۳۵چه غمست آخر از غم؟ چو تو در میانه باشی
  5. شمارهٔ ۶۳۶امروز به جد دارم با تو سر دشنامی
  6. شمارهٔ ۶۳۷ای قطب جامی، شاه انامی
  7. شمارهٔ ۶۳۸ای ماه معربد، ز کجایی و چه نامی؟
  8. شمارهٔ ۶۳۹زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.