پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

ای ماه معربد، ز کجایی و چه نامی؟

یا رب بفدای تو دو صد جان گرامی

هر شیوه که بینم همه حسنست و ملاحت

روی تو ز روم آمد و زلفین تو شامی

پیچ و گره زلف تو ناگاه عیان شد

افتاد دل عاشق در بند غلامی

چون نام تو در نامه بدیدم شدم آزاد

جانم بفدای تو، زهی نامه نامی

از صحبت جانان بکجا میروی؟ ای دل

زنهار! ازین خانه ببیرون نخرامی!

از عشق گشاید گره بسته جانت

گر صدر عظامی تو و گر بدر تمامی

قاسم نتواند که شکیبد ز تو یک دم

ای پشت و پناه دل و ای حاکم و حامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
  2. شمارهٔ ۶۴۱هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟
  3. شمارهٔ ۶۴۲پیش از بنای مدرسه و دیر ارمنی
  4. شمارهٔ ۶۴۳سخنی می‌رود، ای دوست، مسلم سخنی
  5. شمارهٔ ۶۴۴سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
  6. شمارهٔ ۶۴۵گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی
  7. شمارهٔ ۶۴۶ای آتش سودای تو در جان جهانی
  8. شمارهٔ ۶۴۷ای خواجه، جمالست و جهانست و جوانی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.