پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۷

ای قطب جامی، شاه انامی

در لطف عامی، نام تو نامی

بس چاره سازی، بس دلنوازی

ما را نظر کن، چون از کرامی

بس سربلندی، بس ارجمندی

گه در تشهد، گه در قیامی

در روز و در شب گویم سلامت

«انت صلاتی،انت سلامی »

جامع و جمعی، ماهی و شمعی

روی تو رومی، زلف تو شامی

جان و جهانی، روح و روانی

جامی بما ده، چون شاه جامی

قاسم ز عالم رو با تو دارد

بدر منیری، صدر انامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۹زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
  2. شمارهٔ ۶۴۰گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
  3. شمارهٔ ۶۴۱هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟
  4. شمارهٔ ۶۴۲پیش از بنای مدرسه و دیر ارمنی
  5. شمارهٔ ۶۴۳سخنی می‌رود، ای دوست، مسلم سخنی
  6. شمارهٔ ۶۴۴سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
  7. شمارهٔ ۶۴۵گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی
  8. شمارهٔ ۶۴۶ای آتش سودای تو در جان جهانی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.