پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۱

هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟

مُحْیی جان و جهان، ماحی آثار ظلامی

نامه عشق تو دیدم، صفت عشق شنیدم

دل و جانم به فدای تو، زهی نامه نامی!

نامه عشق و مودت، همه علم و همه حکمت

همه اسرار هدایت، سخن حضرت سامی

کس ازین گونه کرامات ندارد به دو عالم

اهل سجده و تسبیح، حریف می و جامی

دل و جان همه عالم، ز تو واله، ز تو حیران

به همه شیوه لطیفی، به همه حُسن تمامی

همه عالم به تو حیران شده در صورت و معنی

چه شریفی؟ چه لطیفی؟ چه امامی؟ چه همامی؟

تو مگو تزکیه خود بر آن واقف سرمد

اگر از زمره خاصی، اگر از جنس عوامی

منتظم کی شود، ای دوست، طریق تو؟ که هرگز

در ره مذهب و ملت، نه نظامی، نه نظامی

به جمالت متحیر همه دل‌ها، همه جان‌ها

قاسمی کرد فدای تو همه عمر گرامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۳سخنی می‌رود، ای دوست، مسلم سخنی
  2. شمارهٔ ۶۴۴سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
  3. شمارهٔ ۶۴۵گر بر حدیث اهل دل انکار می کنی
  4. شمارهٔ ۶۴۶ای آتش سودای تو در جان جهانی
  5. شمارهٔ ۶۴۷ای خواجه، جمالست و جهانست و جوانی
  6. شمارهٔ ۶۴۸با روی دل فروزت عیشیست جاودانی
  7. شمارهٔ ۶۴۹بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانی
  8. شمارهٔ ۶۵۰بدرویشی دلی گر بود و جانی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.