پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۳

فرودی باشد و ننگ و جودی

که نبود پیش جودت در سجودی

مراگویی :چه میگویی؟ چه گویم؟

ثنای شاهد فرد ودودی

همه ذرات در رقصند ازین حال

نباشد این رواقص بی سرودی

سرود از عالم غیبست، هش دار!

سرود اعتدالی با شهودی

سرود اولیا اینست، ای دوست

نه این جا نغمه چنگی، نه عودی

نی و دف هر دو همرازان عشقند

که باشدشان بهم گفت و شنودی

کسی کو منکر عشقست در راه

چه باشد؟ جاحدی، کور و کبودی

ز بود خود بفریادیم، زنهار!

چه خوش بودی که بود ما نبودی!

ز قول قاسمی هر روزکی چند

روان می سازم از دیده دو رودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۵جان نوروز و جان صد عیدی
  2. شمارهٔ ۶۱۶ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
  3. شمارهٔ ۶۱۷ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
  4. شمارهٔ ۶۱۸وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری
  5. شمارهٔ ۶۱۹مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
  6. شمارهٔ ۶۲۰ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟
  7. شمارهٔ ۶۲۱روی دل را بسوی جان داری
  8. شمارهٔ ۶۲۲حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.