پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۸

السلام علیک، یا سندی

«انتموا سیدی و مستندی »

در تو دل عاشقست و حیرانست

«قد تحیرت فیک، خذ بیدی »

از ازل در تو مست و حیرانند

جمله جانها، که شاهد ابدی

گرچه دل خرده دان و زیرک بود

گنگ شد پیش صدمت صمدی

همه ذرات شاهدند که تو

شاهد جان و واهب خردی

هله! ای منکر طریقت عشق

عاشقان زبده اند و تو زبدی

منکر راه شیر مردانی

سگ به از تو، اگر درین عددی

گفت حق: «صد عن سبیل الله »

تو ازان زمره ای، ازان صددی

قاسمی در فنای محض رسید

از تجلی حضرت احدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۰دلم از غصه هجران تو دارد دردی
  2. شمارهٔ ۶۱۱گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
  3. شمارهٔ ۶۱۲گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
  4. شمارهٔ ۶۱۳فرودی باشد و ننگ و جودی
  5. شمارهٔ ۶۱۴گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
  6. شمارهٔ ۶۱۵جان نوروز و جان صد عیدی
  7. شمارهٔ ۶۱۶ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
  8. شمارهٔ ۶۱۷ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.