پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۶

چو با تست مقصود، هرجا که هستی

گرش باز دانی ز هجران برستی

درین جست و جو دور رفتی وگر نی

چو خود را بدانی ازین جو بجستی

ز تحصیل عرفان محصل همین شد

که: حاصل تویی زین بلندی و پستی

ازان منتظم شد بتو نظم عالم

که شد بیت لطفی ز دیوان هستی

زهی!ساقی جان، که از لطف و احسان

ز بد مستی ما سر خم نبستی

ز جام خدا باده ناب بستان

که این می پرستی به از خود پرستی

بده یک دو جام دگر قاسمی را

که وقت خمارست و پایان مستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۸السلام علیک، یا سندی
  2. شمارهٔ ۶۰۹ای دل عشاق را بروی تو شادی
  3. شمارهٔ ۶۱۰دلم از غصه هجران تو دارد دردی
  4. شمارهٔ ۶۱۱گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
  5. شمارهٔ ۶۱۲گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
  6. شمارهٔ ۶۱۳فرودی باشد و ننگ و جودی
  7. شمارهٔ ۶۱۴گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
  8. شمارهٔ ۶۱۵جان نوروز و جان صد عیدی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.