پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

با یاد خدا باش به هر جای که هستی

بی یار نگویم به تو هشیار، که مستی

در صومعه رفتی به صفا، وقت تو خوش باد!

زنهار! که در صومعه خود را نپرستی

آخر چه فتادت که درین راه خطرناک

جامی نچشیدی و دو صد جام شکستی؟

ای دوست، بگو راست که احوال تو چونست؟

در مکتب شادی ز چه رو در عبسستی؟

باری چه رسیدت، که درین غایت مقصود

عشاق رسیدند و تو در بار نشستی؟

مرغان همه بر ذِروه کُهسار رسیدند

احوال تو چون شد که میان قفسستی؟

ای محتسب، آخر دل ما بیش میازار

تو محتسب راه نه، میر عسستی

در بادیه هجر بماندم شب تاریک

فریاد رس ای دوست، که فریاد رسستی

قاسم همه در حال تو حیران شده، تا کی

در نعره و آشوب به سان جرسستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
  2. شمارهٔ ۶۰۸السلام علیک، یا سندی
  3. شمارهٔ ۶۰۹ای دل عشاق را بروی تو شادی
  4. شمارهٔ ۶۱۰دلم از غصه هجران تو دارد دردی
  5. شمارهٔ ۶۱۱گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
  6. شمارهٔ ۶۱۲گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
  7. شمارهٔ ۶۱۳فرودی باشد و ننگ و جودی
  8. شمارهٔ ۶۱۴گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.