پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۴

تو محبوب جانی و جان جهانی

فدای تو صد عمر و صد زندگانی

بنور هدایت چراغ زمینی

برفعت فزون تر ز هفت آسمانی

علیه الصلوتی، علیه السلامی

امین زمینی، امان زمانی

تو سلطان جودی و شاه وجودی

بنور جبین رهبر کاروانی

چو شوق تو دیدم فراموش کردم

جمال جوانی، سماع اغانی

تو ساقی حقی، که جان و جهانرا

ز فیض تو باشد شراب مغانی

ز سیر و سلوک تو جبریل واماند

که با تو نیارد کسی هم عنانی

امانت دیاری، شریعت دثاری

طریقت تو داری، حقیقت تو دانی

شریعت چه گوید؟ حقیقت چه جوید؟

«معانی المبادی »، «مبادی المعانی »

جمیلی، جزیلی، کریمی، کفیلی

ترا قاسمی بنده جاودانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۶جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
  2. شمارهٔ ۶۵۷جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی
  3. شمارهٔ ۶۵۸خوشدل شدم که دادم دل را بدلستانی
  4. شمارهٔ ۶۵۹ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانی
  5. شمارهٔ ۶۶۰صلای کافری و غارت مسلمانی
  6. شمارهٔ ۶۶۱فداک عقلی و روحی، که راحت جانی
  7. شمارهٔ ۶۶۲هله ای دوست، چه گویم؟ که تو محبوب جهانی
  8. شمارهٔ ۶۶۳هله! ای ماه وفاپیشه، که محبوب جهانی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.