پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۲

هله ای دوست، چه گویم؟ که تو محبوب جهانی

همه سعدی و سعادت، همه لطفی، همه جانی

به تو چشمم شده روشن، به تو کویم شده گلشن

همه فتحی و فتوحی، همه امنی و امانی

به چه وصفت کنم، ای جان؟ که تو از وصف برونی

تو بصیر همه بینی و خبیر همه دانی

قدرش را نتوان یافت، که مقدور ضعیفی

قدمش را نشناسی، که اسیر حَدثانی

ز جمال تو مطرا، همه اعیان، همه اکوان

ز جبین تو هویدا اثر «سبع مثانی »

به خدا، خاک درت را به دو عالم نفروشم

اگرم پیش بخوانی وگر از پیش برانی

دل قاسم ز شراب تو خرابست، چه گویم؟

هم از آن جودت باده، هم ازان لطف اوانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۴هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
  2. شمارهٔ ۶۶۵روسیه را، گر ببینی، رد کنی
  3. شمارهٔ ۶۶۶تراست ناز، که سلطان حسن و تمکینی
  4. شمارهٔ ۶۶۷هله! ای عشق کهن سال، که هر روز نوی
  5. شمارهٔ ۶۶۸یار میگوید ببانگ پهلوی :
  6. شمارهٔ ۶۶۹سخن در سر عاشق کمترک گوی
  7. شمارهٔ ۶۷۰مسئله مشکل و آسان توی
  8. شمارهٔ ۶۷۱در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.