پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی

نظر لطف تو مستبشر ابواب معانی

علم از کوه برآمد، غم و اندوه سرآمد

ز خدا صد خبر آمد، که تو محبوب جهانی

هله! ای صوفی سرخوش، توبه از زاهد سرکش

نرود جز ره صورت، نبرد ره بمعانی

تو مه چارده باشی، نه که خود را نشناسی

ز جمال تو هویدا صفت «سبع مثانی »

هله! ای ساقی محرم، بده آن جام دمادم

دل و جان باز خر از غم، که شه زنده دلانی

همه صبحی و صبوحی، همه فتحی و فتوحی

«لک قلبی، لک روحی »، همه عقلی، همه جانی

قاسم، ار تیغ ملامت بسرآید، نخوری غم

مکن از دوست شکایت، که تو مستوجب آنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶تراست ناز، که سلطان حسن و تمکینی
  2. شمارهٔ ۶۶۷هله! ای عشق کهن سال، که هر روز نوی
  3. شمارهٔ ۶۶۸یار میگوید ببانگ پهلوی :
  4. شمارهٔ ۶۶۹سخن در سر عاشق کمترک گوی
  5. شمارهٔ ۶۷۰مسئله مشکل و آسان توی
  6. شمارهٔ ۶۷۱در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
  7. شمارهٔ ۶۷۲بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی
  8. شمارهٔ ۶۷۳اگر در طاعتی، گر در گناهی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.