پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۸

یار میگوید ببانگ پهلوی :

نیست غیر یار، گر تو رهروی

گر تو مرد آشنایی، هیچ نیست

تخت افریدون و تاج خسروی

پیر دهقان گفت: این جا زور نیست

هرچه میکاری، بدین ره، بدروی

زود در وحدت رسد جان شما

ساروان رفتند و تو هم میروی

زنده گردی در زمانه جاودان

کز نسیم عشق بویی بشنوی

تا قیامت بوی معنی نشنوی

تا قیامت گر ره صورت روی

جان معنی، قاسم، ار خواهی بخوان

مثنوی معنوی مولوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۰مسئله مشکل و آسان توی
  2. شمارهٔ ۶۷۱در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
  3. شمارهٔ ۶۷۲بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی
  4. شمارهٔ ۶۷۳اگر در طاعتی، گر در گناهی
  5. شمارهٔ ۶۷۴تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
  6. شمارهٔ ۶۷۵تو نور یقین آمدی و رهبر راهی
  7. شمارهٔ ۶۷۶در وصف جمال تو توان گفت که: ماهی
  8. شمارهٔ ۶۷۷درمانده ام از غم جدایی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.