پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۰

مسئله مشکل و آسان توی

ای دل و جان، در دل و در جان توی

دلبر نامی گرامی توی

نور دل و دیده اعیان توی

مسئله مشکل عشاق را

از همه رو صحبت و برهان توی

شورش مستان خرابات عشق

زمزمه مرغ سحر خوان توی

نور توی، صور توی، سور تو

حسن توی، محسن و احسان توی

دلبر و دلدار و دل افروز تو

عمر توی، لعل بدخشان توی

در تو عجب مانده دل قاسمی

درد توی، مایه درمان توی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۲بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی
  2. شمارهٔ ۶۷۳اگر در طاعتی، گر در گناهی
  3. شمارهٔ ۶۷۴تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
  4. شمارهٔ ۶۷۵تو نور یقین آمدی و رهبر راهی
  5. شمارهٔ ۶۷۶در وصف جمال تو توان گفت که: ماهی
  6. شمارهٔ ۶۷۷درمانده ام از غم جدایی
  7. شمارهٔ ۶۷۸دل ما بغمزه بردی، رخ مه نمی نمایی
  8. شمارهٔ ۶۷۹زلف را شانه زن، که رعنایی
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.