پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۵

روسیه را، گر ببینی، رد کنی

روی مه را، گر ببینی، کد کنی

گر ندارد رشد کی گردد رشید؟

چون رشید راه را ارشد کنی؟

چونکه قهرت تاختن آرد بجان

عارفان راه را مرتد کنی

رو بگردانی ز عالم مردوار

رو بسوی دولت سرمد کنی

تو ندانی غایت افعال خویش

نیک و بد گرمی کنی، با خود کنی

چون نداری روی کفر و کافری

روی دل با جانب احمد کنی

قاسم از دلدادگان شوق تست

حاکمی، گر نیکویی، گر بد کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۷هله! ای عشق کهن سال، که هر روز نوی
  2. شمارهٔ ۶۶۸یار میگوید ببانگ پهلوی :
  3. شمارهٔ ۶۶۹سخن در سر عاشق کمترک گوی
  4. شمارهٔ ۶۷۰مسئله مشکل و آسان توی
  5. شمارهٔ ۶۷۱در خاکدان مباش، که خوار جهان شوی
  6. شمارهٔ ۶۷۲بسیار طالبی، که مگر ذو فنون شوی
  7. شمارهٔ ۶۷۳اگر در طاعتی، گر در گناهی
  8. شمارهٔ ۶۷۴تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.