پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۶۱ بختی عقلم بگسسته عقال
  2. شمارهٔ ۶۶۲ ز همرهان مجازی کناره کن ای دل
  3. شمارهٔ ۶۶۳ محرمی کو که بگویم غم دیرینه دل
  4. شمارهٔ ۶۶۴ زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل
  5. شمارهٔ ۶۶۵ بغیر من که فتاد است بارم اندر گل
  6. شمارهٔ ۶۶۶ بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  7. شمارهٔ ۶۶۷ بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  8. شمارهٔ ۶۶۸ ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
  9. شمارهٔ ۶۶۹ گفتی ز فراق یار چونم
  10. شمارهٔ ۶۷۰ زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
  11. شمارهٔ ۶۷۱ دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
  12. شمارهٔ ۶۷۲ دل به بر داشت فغانی و گمان کردم
  13. شمارهٔ ۶۷۳ با تف عشق ما در افتادیم
  14. شمارهٔ ۶۷۴ عاشق و میْ‌پرست و شیداییم
  15. شمارهٔ ۶۷۵ من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم
  16. شمارهٔ ۶۷۶ وصال دوست بمحشر زبس یقین دارم
  17. شمارهٔ ۶۷۷ ای من اسیر زلف خم اندر خمت شوم
  18. شمارهٔ ۶۷۸ همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساخته‌ام
  19. شمارهٔ ۶۷۹ بصد امید سوی کوی دلستان رفتم
  20. شمارهٔ ۶۸۰ نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم
  21. شمارهٔ ۶۸۱ رند و مستم دگر نمی‌دانم
  22. شمارهٔ ۶۸۲ خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم
  23. شمارهٔ ۶۸۳ نغمات عجب زند تارم
  24. شمارهٔ ۶۸۴ همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
  25. شمارهٔ ۶۸۵ همتی ساقیا که مخمورم
  26. شمارهٔ ۶۸۶ شور از آن لعل پرشکر دارم
  27. شمارهٔ ۶۸۷ زمشکین موی و روی ای لعبت روم
  28. شمارهٔ ۶۸۸ سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
  29. شمارهٔ ۶۸۹ مانده بر دست این دل صد پاره‌ام
  30. شمارهٔ ۶۹۰ تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم
  31. شمارهٔ ۶۹۱ رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه‌ام
  32. شمارهٔ ۶۹۲ محراب نخواهم خم ابروی تو دارم
  33. شمارهٔ ۶۹۳ زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
  34. شمارهٔ ۶۹۴ تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم
  35. شمارهٔ ۶۹۵ نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم
  36. شمارهٔ ۶۹۶ لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم
  37. شمارهٔ ۶۹۷ رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
  38. شمارهٔ ۶۹۸ عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم
  39. شمارهٔ ۶۹۹ وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم
  40. شمارهٔ ۷۰۰ مدتی بود که دور از در جانان بودم
  41. شمارهٔ ۷۰۱ آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
  42. شمارهٔ ۷۰۲ چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
  43. شمارهٔ ۷۰۳ سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
  44. شمارهٔ ۷۰۴ گردر میکده شهر به بستند چه غم
  45. شمارهٔ ۷۰۵ یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم
  46. شمارهٔ ۷۰۶ عهد کردم که بجز حرف غم عشق نگویم
  47. شمارهٔ ۷۰۷ جام جم راح آتشین دارم ‏
  48. شمارهٔ ۷۰۸ تا خماری به سر از نشئهٔ دوشین دارم
  49. شمارهٔ ۷۰۹ تا که بر طور دل این آتش سودا زده‌ایم
  50. شمارهٔ ۷۱۰ تا در آیینه رویت صنما می‌نگرم
  51. شمارهٔ ۷۱۱ تا خم زلف بتان آمده زنار دلم
  52. شمارهٔ ۷۱۲ بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم
  53. شمارهٔ ۷۱۳ از دیدنت همی نه ز خود بیخبر شدم
  54. شمارهٔ ۷۱۴ نپندارم که دیگر در جهان اغیار می‌بینم
  55. شمارهٔ ۷۱۵ برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم
  56. شمارهٔ ۷۱۶ در چه نخشب ماهی دیدم
  57. شمارهٔ ۷۱۷ سروشی دوش در مستی ز جانان کرد پیغامم
  58. شمارهٔ ۷۱۸ در خرابات مغان تا که پناهی داریم
  59. شمارهٔ ۷۱۹ خواهی که بخاک ره بمیرم
  60. شمارهٔ ۷۲۰ با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم

متن اشعار به نقل از گنجور.