پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۶

شور از آن لعل پرشکر دارم

نمکی تازه بر جگر دارم

چهره اش بر فراز قامت گفت

ماه بر شاه نیشکرم دارم

سرو قدش بلب اشارت کرد

که چه شیرین رطب ثمر دارم

گفت خطش که طرقه تعویذی

از پی بستن نظر دارم

کو ه عشقش بجلوه آمد و گفت

من بسی طور در کمر دارم

شش جهت بسته اند طراران

از کدامین ره گذر دارم

جوشن از حب مرتضی کردم

ورنه زینان بسی حذر دارم

گفتی آشفته کی پریشانشد

من آشفته کی خبر دارم

تا مگر از دری نماید روی

دل دیوانه در بدر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۸سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
  2. شمارهٔ ۶۸۹مانده بر دست این دل صد پاره‌ام
  3. شمارهٔ ۶۹۰تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم
  4. شمارهٔ ۶۹۱رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه‌ام
  5. شمارهٔ ۶۹۲محراب نخواهم خم ابروی تو دارم
  6. شمارهٔ ۶۹۳زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
  7. شمارهٔ ۶۹۴تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم
  8. شمارهٔ ۶۹۵نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.