پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم

کی بشکر دهنان من سر تمکین دارم

دل اگر مرغ نوآموز شد و ناله غریب

عجبی نیست که دلدار نوآئین دارم

گرنه از بد عملی بود ندانم از چیست

که پری کشت مرا دیو ببالین دارم

غیر بر جاو بکلی اثر از یار نماند

با دُو ناسور ، به جز ناله چه تسکین دارم

خون من قابل سر پنجه سیمین تو نیست

لاجرم خجلت از آن دست نگارین دارم

گفتمش در خم زلفش چه کنی ایدل گفت

صعوه ام خانه بسر پنجه شاهین دارم

آهوان تو زچین خم مو نافه دهند

گر خطا گفت که من آهوی مشکین دارم

پرده نه توی افلاک بآهی بدرم

شکوه گر هست از این پرده زیرین دارم

نکشم منت ساقی نخورم باده زجام

من که در ساغر دل باده رنگین دارم

من که با کینه کس سر نکنم یکدمه عمر

لیک از مهر تو با هر دو جهان کین دارم

میبرم نام رقیبان و کنم وصف لبت

تلخ گفتارم اگر قصه شیرین دارم

گفتم ای سرو تو هم قامت یاری گفتا

من کجا گل بسرو ساق بلورین دارم

تا زدامادی عشقم چه رسد شیر بها

منکه بکر خردش بسته بکابین دارم

دین من عشق بوَد ، عشقِ علی مظهرِ حق،

کافرم گر بجهان من بجز از این دارم

سگ کوی تو شد آشفته و گوید زشعف

کز شرف فخر بسلطان سلاطین دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۶۹۷رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
  3. شمارهٔ ۶۹۸عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم
  4. شمارهٔ ۶۹۹وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم
  5. شمارهٔ ۷۰۰مدتی بود که دور از در جانان بودم
  6. شمارهٔ ۷۰۱آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
  7. شمارهٔ ۷۰۲چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
  8. شمارهٔ ۷۰۳سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.