پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۶

لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم

با همه بی‌کسوتی دارای افسر گشته‌ایم

پیش ساقی در نماز و گرد خُم اندر طواف

گوییا از خاک میخانه مخمر گشته‌ایم

خرمن ایمان به باد و سوخته محصول زهد

همدم پیمانه و ساقی و ساغر گشته‌ایم

گوش بربسته ز پند واعظان و ناصِحان

هم‌نشین عود و رود و چنگ و مزمر گشته‌ایم

نکته‌ای خواندیم از آیات عشق و عاشقی

واقف از آیات در هر چار دفتر گشته‌ایم

هر یکی زین هفت اختر شد مربی دهر را

ما مربی از دمی بر هفت اختر گشته‌ایم

لیک از بس ناخلف بودیم در فرمان حق

وه که عاق هفت آبا چار ما در گشته‌ایم

خاتم جم را که عشق اوست از کف داده‌ایم

تا که دیوِ نَفْسْ را ای دل مسخر گشته‌ایم

پیر میخانه چو دید این خجلتم از لطف گفت

بر مس قلب تو ما گوگرد احمر گشته‌ایم

ما محبان علی را دستگیری می‌کنیم

شیعیان را ما شفیع روز محشر گشته‌ایم

گو بیا در سایه اقبال ما آشفته‌وار

زآن که ما روح‌القدس را زیب شهپر گشته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۸عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم
  2. شمارهٔ ۶۹۹وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم
  3. شمارهٔ ۷۰۰مدتی بود که دور از در جانان بودم
  4. شمارهٔ ۷۰۱آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
  5. شمارهٔ ۷۰۲چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
  6. شمارهٔ ۷۰۳سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
  7. شمارهٔ ۷۰۴گردر میکده شهر به بستند چه غم
  8. شمارهٔ ۷۰۵یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.