پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۵

نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم

ضرورتست کز اینجا ره سفر گیرم

بچشم من شده شیراز تر چون کنعان

بشیر کو که زیوسف از او خبر گیرم

زدیده خواست سپردل بدفع تیر نظر

کجا مجال که در پیش او سپر گیرم

در آسمان محبت بسیر چون زحلم

نه تیر کز نظری صاحب دگر دارم

ببامم ار گذرد برق در شبان فراق

شوم چو شعله ی و دامن شرر گیرم

بدست مردم چشمت مژه چو نشتر داد

بیا که من رگ جان پیش نیشتر گیرم

وجود من چو بود بیدبن در این بستان

بگو چه میوه از این نخل بی ثمر گیرم

عزیز من سفری شد چه فرق دشمن و دوست

خبر زهر که درآید از آن پسر گیرم

شدم دقیق چو مویت بیاد موی و میان

مگر بحیله دستی بر آن کمر گیرم

اگر که سیم و زرم هست حاصلش اینست

که تا فروشمش و یار سیمبر گیرم

یار ساغری ایماه آفتاب بدست

که عیب خور کنم و نکته بر قمر گیرم

مرا که گوشه میخانه منزل امنست

جهان و هر چه در او هست مختصر گیرم

کدام میکده آشفته خاک کوی علی

که من زخاک درش سرمه بصر گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۷رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
  2. شمارهٔ ۶۹۸عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم
  3. شمارهٔ ۶۹۹وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم
  4. شمارهٔ ۷۰۰مدتی بود که دور از در جانان بودم
  5. شمارهٔ ۷۰۱آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
  6. شمارهٔ ۷۰۲چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
  7. شمارهٔ ۷۰۳سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
  8. شمارهٔ ۷۰۴گردر میکده شهر به بستند چه غم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.