پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۲

محراب نخواهم خم ابروی تو دارم

زُنّار نبندم شکن موی تو دارم

زاهد به حرم نازد و راهب به کلیسا

من فارغم از این دو سر کوی تو دارم

گر بت بپرستم من روی تو صنم بس

ور کعبه ستایم خم گیسوی تو دارم

یک هفته نپایید و به تاراج خزان رفت

می‌گفت گل ار رنگ تو و بوی تو دارم

حاشا که برم منتی از سد ره و طوبی

در گلشن دل تا قد دلجوی تو دارم

من تشنه و خال از لب نوشین تو سیراب

من مسلمم و رشک به هندوی تو دارم

شیر فلکت چشم سیه دید و همی گفت

من شیرم و اندیشه ز آهوی تو دارم

گر خضر به ظلمات پی آب بقا رفت

من آرزوی خاک سر کوی تو دارم

به دست خدا دستی و برهان ز جهانم

چون روی امید از دو جهان سوی تو دارم

همچون گل آمیخته با گل بودم خاک

هر کس گذرد داند من بوی تو دارم

با پنجهٔ پولاد به من خصم جهانی

آشفته‌ام و تکیه به نیروی تو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۴تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم
  2. شمارهٔ ۶۹۵نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم
  3. شمارهٔ ۶۹۶لاابالی‌وار تا رند و قلندر گشته‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۹۷رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
  5. شمارهٔ ۶۹۸عشق عقل‌سوز ببخشا به حالتم
  6. شمارهٔ ۶۹۹وحشی‌صفت از خلق رمیدیم رمیدیم
  7. شمارهٔ ۷۰۰مدتی بود که دور از در جانان بودم
  8. شمارهٔ ۷۰۱آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.