پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۷

بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل

نقش حرم دیر بدیده شده باطل

فکر دهن تنگ تو در وهم محال است

حل شد زلبت گرچه بدل عقده مشگل

زاهد نگشاید گره از کار تو روزه

افطار زمی کن که شود حل مسائل

روحی تو و در آینه عکست نتوان دید

عاجز بودت وهم بتصویر شمایل

در مزرعه دل بجز از عشق نکویان

هر تخم که کشتیم ندامت شده حاصل

چون روح که اندر همه اعضا شده ساری

عشق تو روانست بشریان و مفاصل

یکحرف الف بس بود از دفتر عشقت

یکعمر حکیما چکنی کسب فضایل

در خیل عرب لیلی اگر میر قبیله است

نازم به بت خود که بود میر قبایل

آشفته خم زلف بتان حبل متین است

از جمله جهان بگسل و زین سلسله مگسل

عالم همه طوفانی و دنیاست یکی بحر

کشتی است علی نوح نبی میکده ساحل

آن میکده وحدت و آن کوثر تحقیق

کامد زدم او اثر از فاعل و قایل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۹گفتی ز فراق یار چونم
  2. شمارهٔ ۶۷۰زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
  3. شمارهٔ ۶۷۱دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
  4. شمارهٔ ۶۷۲دل به بر داشت فغانی و گمان کردم
  5. شمارهٔ ۶۷۳با تف عشق ما در افتادیم
  6. شمارهٔ ۶۷۴عاشق و میْ‌پرست و شیداییم
  7. شمارهٔ ۶۷۵من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم
  8. شمارهٔ ۶۷۶وصال دوست بمحشر زبس یقین دارم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.