پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

بختی عقلم بگسسته عقال

عشق خلاصی دهد از ما یقال

خس صفت از جنبش باد شمال

چند روی سوی یمین و شمال

کعبه جانان دل و سوی حجاز

شیخ کند بیهده شد رحال

عیش محال است در این غمکده

هان چه شوی طالب امر محال

گر بودت باده چو جم لاجرم

آئینه ای ساز زجام سفال

جام می و پنجه ساقی ببزم

بدر کش اطراف بود ده هلال

چیست تو را توشه در این راه دور

برگ بساز ای که بیابی مآل

مطرب و نی قرقف و راح و عقال

خوش که کند ملک جهان انتقال

چهره ساقی زنظرها ببرد ‏

حسن نکویان بدیع الجمال

جام شرابی که نماید در او

چهره رخسار جمال و جلال

شاهد غیبی علی مرتضی

مظهر حی صمد لا یزال

تا کشد آشفته از آن یک قدح

بشنود از حوری و غلمان تعال

تکیه شیخ است بعلم و عمل

من نکنم جز بعلی اتکال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳محرمی کو که بگویم غم دیرینه دل
  2. شمارهٔ ۶۶۴زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل
  3. شمارهٔ ۶۶۵بغیر من که فتاد است بارم اندر گل
  4. شمارهٔ ۶۶۶بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  5. شمارهٔ ۶۶۷بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  6. شمارهٔ ۶۶۸ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
  7. شمارهٔ ۶۶۹گفتی ز فراق یار چونم
  8. شمارهٔ ۶۷۰زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.