پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۰

مدعی تا چند می‌پرسی تو از اسرار دل

چشم تر افکند بیرون نقطه پرگار دل

رشته زنار بگسستی ولی بت در بغل

گر توانی بگسل ای جان رشته زنار دل

شاهد معنی بود بی‌رنگ آیینه بیار

زرد و سرخ و سبز دان از پرده زنگار دل

پرتو رحمن نتابد در درون سینه‌ات

تا که داری نقش شیطان بر در و دیوار دل

وصل جانانت میسر نیست جز ایثار جان

جان نخواهد صاف شد الا به استظهار دل

هرکه از نفس و هوا بگذشت و بیرون شد ز تن

پای تا سر جان شود بی‌شبهه برخوردار دل

غیر نقش مرتضی اندر درون پرده نیست

لاجرم گر پرده برداری شبی از کار دل

تا به کی آشفته گوشت وقف موسیقی بود

گوش جان بگشای بر الحان موسیقار دل

عقل موسی و قبس عشق است و سینا سینه‌اش

نور سینا نیز باشد پرتوی از نار دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۲ز همرهان مجازی کناره کن ای دل
  2. شمارهٔ ۶۶۳محرمی کو که بگویم غم دیرینه دل
  3. شمارهٔ ۶۶۴زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل
  4. شمارهٔ ۶۶۵بغیر من که فتاد است بارم اندر گل
  5. شمارهٔ ۶۶۶بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  6. شمارهٔ ۶۶۷بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  7. شمارهٔ ۶۶۸ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
  8. شمارهٔ ۶۶۹گفتی ز فراق یار چونم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.