پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۲

ز همرهان مجازی کناره کن ای دل

کمند الفت اغیار پاره کن ای دل

چو آفتاب حقیقت برآمد از مطلع

از این ستاره وشان رو کناره کن ای دل

گرت هواست که صبحت برآید از مشرق

ز اشک دامن خود پرستاره کن ای دل

ز کشتگان مگرت در نظر بیارد دوست

تو خویش بر مژه او قناره کن ای دل

طبیت حاذق در شهر بند امکان نیست

پی معالجه خویش چاره کن ای دل

برو که سبحه زهاد دام تزویر است

بیا به عود صلیب استخاره کن ای دل

بیفکن از تن خود جام‌های عاریتی

قبا و کسوت از این نه قواره کن ای دل

به جز سرای مغان فتنه‌زاست قلعه دهر

پی تحصن خود فکر باره کن ای دل

پیاده گر بودت پای کوته آشفته

عزیمت در حیدر سواره کن ای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۴زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل
  2. شمارهٔ ۶۶۵بغیر من که فتاد است بارم اندر گل
  3. شمارهٔ ۶۶۶بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  4. شمارهٔ ۶۶۷بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  5. شمارهٔ ۶۶۸ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
  6. شمارهٔ ۶۶۹گفتی ز فراق یار چونم
  7. شمارهٔ ۶۷۰زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
  8. شمارهٔ ۶۷۱دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.